قلیج

لغت نامه دهخدا

قلیج. [ ق َ ] ( ترکی، اِ ) بمعنی شمشیر. ( ناظم الاطباء ). || دست آخرین در بازی نرد. در بازی سه دست یا پنجدست پیش بر که اگر هر یک از دو حریف برد همه بازی را برده است. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

شمشیر.

فرهنگ فارسی

قلیچ: شمشیر
( اسم ) شمشیر.

جمله سازی با قلیج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حصار قلیج روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان ساوه در استان مرکزی ایران.

💡 به این ترتیب هنوز تابستان ۱۱۵۰ میلادی شروع نشده بود که شاهزاده‌نشین انطاکیه و باقیمانده‌های کنت‌نشین رها، رهبران خود را از دست دادند؛ و نورالدین حاکم بلامنازع شمال گردید. افزایش قدرت نورالدین منجربه برقراری پیمانی میان او و سلطان مسعود سلجوقی گردید. نورالدین از طریق ازدواج با دختر مسعود، این اتحاد را محکم‌تر کرد؛ ولی مسعود در حمله دامادش به پاتریس او را همراهی نکرد و تنها به تصرف کیسوم و بهسا در شمال کنت‌نشین رها بسنده کرد و سپس آن‌ها را به پسرش قلیج ارسلان بخشید.

روش یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز