ضمنه
مترادفها
مفهوم ضمنی، درونمایه، معنای پنهان
متضادها
صراحت، ظاهر
لغت نامه دهخدا
( ضمنة ) ضمنة. [ ض ُ ن َ ] ( ع اِمص ) بیماری. برجاماندگی از مرض. گویند: به ضمنة؛ ای زمانة، و کانت ضمنة فلان اربعة اشهر. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
بیماری. بر جاماندگی از مرض گویند.
جمله سازی با ضمنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ضمنه این گزارش علمی، به بررسی دقیق اثرات جانبی داروهای جدید بر سیستم عصبی انسان و احتمال بروز عوارض ناخواسته در درازمدت پرداخته شده است.
💡 نویسنده در ضمنه نوشتههای خود، به شکلی غیرمستقیم به مسائل اجتماعی و فرهنگی معاصر اشاره کرده تا خواننده را به تفکر عمیقتر وادارد.
💡 این قرارداد در ضمنه مفاد خود، بندهای بسیار سختگیرانهای را برای رعایت استانداردهای ایمنی و حفظ محیط زیست در پروژههای ساختمانی گنجانده است.