قابل ناوبری
مترادفها
قابل کشتیرانی، قابل عبور
متضادها
غیرقابل ناوبری
فرهنگستان زبان و ادب
{navigable} [حمل ونقل دریایی] ویژگی آبراهی با پهنا و عمق مناسب برای عبور شناور متـ. ناوش پذیر
ویکی واژه
ویژگی آبراهی با پهنا و عمق مناسب برای عبور شناور
جمله سازی با قابل ناوبری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بند تجارت قانون اساسی ایالات متحده به کنگره، قدرت تنظیم و تصرف آبهای قابل ناوبری (حمل و نقل) را میدهد؛ که این امر به یک خدمت ناوبری اشاره دارد. کنگره ایالات متحده این قدرت را به روشهای مختلفی از جمله ساختن سدها، انحراف آب از یک جریان و بلوکه و محدود کردن استفاده از آب راهها، اعمال کردهاست. این خدمت یک قدرت فدرال است نه یک حق فردی.
💡 صلاحیت تصمیمگیری استانی از قدرت ها و اختیاراتی در مورد حقوق مالکیت و مدنی، خصوصیات محلی و خصوصی و مدیریت اراضی پادشاهی حاصل می شود. در اونتاریو و کبک و دیگر استان ها، بستر تمام آب های قابل ناوبری برخلاف حقوق انگلیسی به پادشاهی اختصاص مییابد. همه دولت های استانی نیز کیفیت آب را از طریق قوانین مربوط به حفاظت زیست محیطی و آب آشامیدنی مانند قانون آب پاک در اونتاریو کنترل می کنند.
💡 به دلیل وجود صخرههای زیر آب، این بخش از رودخانه در فصل زمستان برای کشتیهای بزرگ اصلاً قابل ناوبری نیست.
💡 مهندسان دریایی تلاش میکنند تا با لایروبی مداوم، کانالهای ارتباطی را برای کشتیهای تجاری به حالت قابل ناوبری بازگردانند.
💡 نقشههای جدید نشان میدهند که مسیرهای ساحلی جدید برای کشتیهای کوچک بسیار امن و قابل ناوبری در تمام فصول هستند.