لغت نامه دهخدا
ناوش. [ وِ ] ( اِمص ) ناویدن. نوسان. اسم مصدر از ناویدن.
ناوش. [ وِ ] ( اِمص ) ناویدن. نوسان. اسم مصدر از ناویدن.
( اسم ) عمل ناویدن.
{navigation} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] فرایند جست وجوی مسیرهای مختلف به منظور یافتن دادۀ مورد نظر
{nutation} [فیزیک] تغییرات منظم زاویۀ بین محور چرخش و محور حرکت تقدیمی متـ. رقص محوری
ناوَش (nutation)
در اخترشناسی، «لنگ زنی» خفیف زمین در فضا، براثر کشش گرانشی متغیر خورشید و ماه. ناوش زاویۀ تمایل محوری زمین، با میانگین۲۳.۵ درجه، را حدود نُه ثانیۀ قوسی در هر دو طرف موقعیت اصلی تغییر می دهد و هر چرخۀ کامل آن ۱۸.۵ سال طول می کشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقتی راجرز اعلام میکند که میخواهد هواپیمای ایرانی را سرنگون کند کارلسون دوباره مونیتورهای ناوش را بررسی میکند و به خدمهاش میگوید: «این هواپیما که داره اوج می گیره؛ ارتفاعش هم که ۷٬۰۰۰ فوته! معلوم هست راجرز داره چه غلطی میکنه؟». اما با این وجود کارلسون با خود میگوید که شاید راجرز اطلاعات بیشتری داشته باشد، بیخبر از این که راجرز به اشتباه فکر کرد که هواپیما در حال شیرجهزدن بود.