لغت نامه دهخدا
فلسطینی. [ ف ِ ل َ / ل ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به فلسطین که ناحیه بزرگی است در پشت اردن. ( سمعانی ) ( از اقرب الموارد ).
فلسطینی. [ ف ِ ل َ / ل ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به فلسطین که ناحیه بزرگی است در پشت اردن. ( سمعانی ) ( از اقرب الموارد ).
💡 همچنین، وی، یکشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۰، در گفتوگو با شبکه عربی الجزیره، اظهار داشت جمهوری اسلامی ایران ۷۰ میلیون دلار به این جنبش فلسطینی پول داد تا «قوای بازدارندگی» خود را در برابر اسرائیل بسازد و راکتهایی که نیروهای حماس در باریکه غزه تولید کردند، بخشی از این «توان راهبردی» است.
💡 از زمان آغاز حمله حماس، گزارشهای بسیاری از خشونتهای پرشمار علیه شهروندان اسرائیلی شامل کشتار جشنواره موسیقی رعیم، به دست آمده، این جنگ به عنوان مرگبارترین خشونت سیاسی فلسطینی در تاریخ اسرائیل قلمداد شده است.
💡 در مارس ۲۰۱۴ شبکه الجزیره در قطر فیلم مستندی پخش کرد که در آن ادعا شد دولت ایران در این بمبگذاری نقش داشتهاست. همچنین خبرگزاریهایی چون رادیو فردا، العربیه به نقل از منابعی مدعی شدهاند که بوئینگ ۷۴۷ پان امریکن به دستور شخص خمینی و توسط یک گروه شبه نظامی فلسطینی در لندن بمبگذاری شدهاست.
💡 در ۲۲ ژوئیهٔ سال ۲۰۰۴، سلام فیاض وزیر امور اقتصاد حکومت فلسطین در یک مقاله که در هفتهنامهٔ فلسطینی جروزالم تایمز به چاپ رسید، جزئیات پرداختها به زندانیان فلسطینی توسط مقامات اسرائیلی را اعلام نمود:
💡 بخش امنیت داخلی وظیفه جاسوسی و نظارت بر مردم را بر عهده دارد. بخش امنیت خارجی مسئول کارهای اطلاعاتی خارجی و بخش فلسطینی مسئول نظارت بر فعالیتهای گروههای فلسطینی در سوریه و لبنان است.
💡 مهمترین رویداد سیاسی اسرائیل در دور دوم نخست وزیری او عقد پیمان اسلو بود که به موجب آن حق ایجاد تشکیلات خودگردان فلسطینی در نوار غزه و کرانه باختری به فلسطینیها داده شد.