لغت نامه دهخدا
فلاکت بار. [ ف َ ک َ ] ( نف مرکب ) فلاکت بارنده. آنچه فلاکتش هویدا باشد. حاکی از نکبت و بدبختی: وضع فلاکت باری داشت. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فلاکت شود.
فلاکت بار. [ ف َ ک َ ] ( نف مرکب ) فلاکت بارنده. آنچه فلاکتش هویدا باشد. حاکی از نکبت و بدبختی: وضع فلاکت باری داشت. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فلاکت شود.
( صفت ) آنچه فلاکتش هویدا باشد حاکی از نکبت و بدبختی: وضع فلاکت باری داشت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نخستین مورد اعتراض صنفی به یک فیلم را پرستاران در اعتراض به فیلم آرامش در حضور دیگران (ساخته ناصر تقوایی) رقم میزنند. داستان زندگی فلاکت بار افسر بازنشسته این فیلم و دختران پرستارش، باعث اعتراض و بلافاصله توقیف فیلم میشود.
💡 درآستانه قرن بیستم، دموکراتها به تدریج از لاک دفاعی خود در ایالتهای سابقاً برده دار جنوبی خارج شده و گروههای اجتماعی جدیدی را به سوی خود جلب کردند. علاوه بر مهاجرین جدید، کارگران و اعضای اتحادیههای کارگری در طول همین سالها به حزب دموکرات پیوستند. توجه به زندگی فلاکت بار کارگران علاوه بر اینکه پشتوانه قدرتمندی برای دموکراتها به ارمغان آورد، این امکان را برای جنوبیهای شکست خورده در جنگ داخلی فراهم کرد که از سرمایه داران شمالی انتقام بگیرند.