لغت نامه دهخدا
نیکی کنش. [ ک ُ ن ِ ] ( ص مرکب ) نیک رفتار. نیکوفعال. مقابل بدکنش:
چو نیکی کنش باشی و بردبار
نباشی به چشم خردمند خوار.فردوسی.بپرسیدش از راد و خردک منش
ز نیکی کنش مردم و بدکنش.فردوسی.
نیکی کنش. [ ک ُ ن ِ ] ( ص مرکب ) نیک رفتار. نیکوفعال. مقابل بدکنش:
چو نیکی کنش باشی و بردبار
نباشی به چشم خردمند خوار.فردوسی.بپرسیدش از راد و خردک منش
ز نیکی کنش مردم و بدکنش.فردوسی.
نیک رفتار. نیکو فعال. مقابل بد کنش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو نیکی کنش باشی و بردبار نباشی به چشم خردمند خوار