لغت نامه دهخدا
نیک طبع. [ طَ ] ( ص مرکب ) خوش خوی. نیک خو: چگلیان... مردمانی نیک طبعاند و آمیزنده و مهربان. ( حدود العالم ).
نیک طبع. [ طَ ] ( ص مرکب ) خوش خوی. نیک خو: چگلیان... مردمانی نیک طبعاند و آمیزنده و مهربان. ( حدود العالم ).
خوش خوی. نیکخو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوران کودکی و نوجوانی و جوانی خود را در شهر گیلانغرب گذراند و فوتبال خود را زیر نظر آقای آرشام نیک طبع شروع کرد.