لغت نامه دهخدا
نیک خدایی.[ خ ُ ] ( حامص مرکب ) بنده نوازی. به شرایط خدایی عمل کردن: پس آن نشانیهای مهربانی و نیک خدائی که از من دیدید. ( کشف الاسرار از فرهنگ فارسی معین ).
نیک خدایی.[ خ ُ ] ( حامص مرکب ) بنده نوازی. به شرایط خدایی عمل کردن: پس آن نشانیهای مهربانی و نیک خدائی که از من دیدید. ( کشف الاسرار از فرهنگ فارسی معین ).
(( پس آن نشانهای مهربانی و نیک خدایی که از من دیدید ٠٠٠ ) )
💡 لَوْ لا أَنْ تَدارَکَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ اگر نه آن بودی که دریافت او را نعمت نیک خدایی از خداوند او لَنُبِذَ بِالْعَراءِ خداوند او او را از شکم ماهی بهامون رستاخیز افکندی روز رستاخیز وَ هُوَ مَذْمُومٌ (۴۹) و ملامت برو بود.
💡 میگوید آن صفوت و این مروت در نهاد بشریت و بحر ظلمت از نشانهای توانایی و دانایی و نیک خدایی اللَّه است. و الیه الاشارة بقوله تعالی یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ پس نه عجب اگر شیر صافی از میان خون بیرون آرد، عجب آنست که این درّیتیم در آن بحر ظلمت بدارد، و جوهر معرفت در صدف انسانیت نگه دارد.