لغت نامه دهخدا
نیم ذره. [ ذَرْ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) بسیار کوچک. به غایت ظریف:
با لعل نیم ذره خندان چو آفتاب
سایه نشین دیده گریان کیستی.خاقانی.
نیم ذره. [ ذَرْ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) بسیار کوچک. به غایت ظریف:
با لعل نیم ذره خندان چو آفتاب
سایه نشین دیده گریان کیستی.خاقانی.
بسیار کوچک ٠ بغایت ظریف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلم ز مهر رخش نیم ذره کم نکند اگر ز طیره کند همچو سایه در چاهم
💡 به نیم ذره نکاهد به دل هوای توام به هیچ رو نروم از درت به جای دگر
💡 چیست عالم؟ نیم ذره در فضای کبریات آفتاب قدرتت تابی بر آن انداخته
💡 به آن احاطه عامش به عالم اجرام که از تصرف وی نیست نیم ذره به در
💡 خود نیست نیم ذره محابای کس تو را فریاد تا چه شوخی، وه تا چه کافری
💡 به چشم همت وجود توای جهان سخا به نیم ذره نسنجد همه غنای جهان