لغت نامه دهخدا
نیاری. [ ن َ ] ( اِ ) معشوقی که شخص در عشق وی بسیار گرفتار باشد. ( ناظم الاطباء )؟ رجوع به نیازی شود.
نیاری. [ ن َ ] ( اِ ) معشوقی که شخص در عشق وی بسیار گرفتار باشد. ( ناظم الاطباء )؟ رجوع به نیازی شود.
معشوقی که شخص در عشق وی بسیار گرفتار باشد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کمال از دل نیاری ناله بیرون که رسوائیست چون خارج شد آهنگ
💡 نیابت بجای آری از دین و داد نیاری ز من جز به نیکی به یاد
💡 که گر روزی مرادش بر نیاری دو صد چندان عیوبت بر شمارد
💡 از آن رو سه بهمهرم بر نیاری که در سر نازِ چندین ساله دیری
💡 ترا کردهست دایه سخت بیهوش نیاری سوی پند دیگران گوش