نگار کار

لغت نامه دهخدا

نگارکار. [ ن ِ ] ( ص مرکب ) منقش. مزین. مزوق. نگارین. به نگار. ( یادداشت مؤلف ). مرصع:
برابر سر بت کله ای فروهشتند
نگارکار به یاقوت و بافته به درر.فرخی.

فرهنگ فارسی

منقش. مزین. مزوق. نگارین. به نگار.

جمله سازی با نگار کار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با وصل چو نگار کار چو منی زر می سازد که آفرین بر زر باد

برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز