مسجور

لغت نامه دهخدا

مسجور. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از سجر و سجور. رجوع به سجر و سجورشود. افروخته. ( منتهی الارب ). موقد. ( اقرب الموارد ). || ساکن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || پر و مالامال از آب. ( غیاث ) ( آنندراج ).
- بحر مسجور؛ دریایی که آبش زائد از آن باشد. ( منتهی الارب ). دریای مملو که محیط و اقیانوس باشد یا افروخته و موقد. ( از اقرب الموارد ): و السقف المرفوع. و البحر المسجور. اًن عذاب ربک لواقع. ( قرآن 5/52 - 7 ).
ز آنکه فکر من از مدیحت او
نهر جاری و بحر مسجور است.مسعودسعد.|| فارغ و خالی. از اضداد است. ( از ذیل اقرب الموارد ). || شیری که آب بر وی غالب باشد. ( منتهی الارب ). لبن که آب آن بیش از شیر باشد. ( از اقرب الموارد ). شیری که آب در آن بیش از خود شیر کرده باشند. ( بحر الجواهر ). شیر به آب آمیخته که آب آن بیش از شیر باشد. || مروارید به رشته کشیده. ( منتهی الارب ). منظوم و مسترسل. ( اقرب الموارد ). || سگ با «ساجور» و آن چوبی باشد که به گردن سگ آویزند. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

پُر و لبالب از آب.

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱ - لبریز از آب. ۲ - پر ممتلی ۳- مروارید به رشته کشیده.

جمله سازی با مسجور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زانکه فکر من از مدیحت او نهر جاری و بحر مسجور است

💡 نوک کلک تو بحر مسجور است واندرو صد هزار در یتیم

💡 بحر که مسجور بود تلخ بود شور بود در دل ماهی روشش به بود از قند و عسل

💡 عقل را نسبت صور دور است به هیولی که بحر مسجور است

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز