لغت نامه دهخدا
نکورسمی. [ ن ِ رَ ] ( حامص مرکب ) نکورسم بودن. رجوع به نکورسم شود:
از نکورسمی و نیکوخوئی و نیک دلی
به سوی اوست همه چشم و دل و گوش پدر.فرخی.
نکورسمی. [ ن ِ رَ ] ( حامص مرکب ) نکورسم بودن. رجوع به نکورسم شود:
از نکورسمی و نیکوخوئی و نیک دلی
به سوی اوست همه چشم و دل و گوش پدر.فرخی.
نکو رسم بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از نکو رسمی و نیکو خویی و نیکدلی بسوی اوست همه چشم ودل و گوش پدر