نکه

لغت نامه دهخدا

نکه. [ ن َک ْه ْ ] ( ع مص ) دم برزدن بر بینی. هه کردن بر بینی دیگری تا بوی دهان معلوم کند. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). || شمیدن بوی دهان را. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). بوییدن بوی دهان کسی را. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). || ( به صیغه مجهول ) برگردیدن بوی دهان کسی از تخمه. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). || سخت گردیدن گرمی آفتاب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ).
نکه. [ ن ُک ْ ک َه ْ ] ( ع ص، اِ ) شتران سست و ضعیف از بیماری برخاسته، یا شتران آوازفرورفته از ضعیفی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

شتران سست و ضعیف از بیماری برخاسته یا شتران آواز فرو رفته از ضعیفی.

جمله سازی با نکه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گوش بخود دار از آ نکه جان جهانی است بسته آن یک در چنان که تو داری

💡 خصم بالین سلامت را کجا بیند به خواب زا نکه آن سر کش زیادت می کشد پا از گلیم

💡 نشنیدنت اولیست ز تعریف و ز تعریض اندر حق من نکه بهمان و فلان را

💡 آ نکه از نهیب خنجرش اندام آفتاب پیوسته می جهد چو دل برق در یمن

💡 قاری لت کتان که کنون میکنی نکه روزی چو لته لت زده در زیر پا رود

آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز