نویه

لغت نامه دهخدا

نویه. [ ی َ / ی ِ ] ( اِ ) شاخ تر و تازه را گویند که از درخت رسته باشد. ( از برهان ) ( از آنندراج ). سرع. ( برهان قاطع ) ( السامی ). سرعوع. ( السامی ). || رطوبت و تری که در درختان است. ( ناظم الاطباء ). || نوحه. ( فرهنگ اسدی نخجوانی،از یادداشت مؤلف ). فریاد و فغان و زاری و ناله. ( از ناظم الاطباء ):
گوش تو سال و مه به رود و سرود
نشنوی نویه خروشان را.رودکی ( یادداشت مؤلف ).
نویه. [ی ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سرچهان بخش بوانات و سرچهان شهرستان آباده، در 85 هزارگزی جنوب شرقی سوریان و 9 هزارگزی جاده شیراز به اصفهان، در منطقه کوهستانی سردسیری واقع است و 350 تن سکنه دارد. آبش ازقنات، محصولش غلات و حبوبات و انگور، شغل مردمش زراعت و قالی بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

جمله سازی با نویه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تل قبرستان نویه مربوط به هزاره ۴ و ۳ قبل از میلاد است و در شهرستان بوانات، بخش سرچهان، دهستان سرچهان، ۳۰۰ متری غرب روستای نویه، سمت راست جاده فرعی آسفالته توجردی به قلات واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۷۲۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 یک نوازنده آلمانی است. او گیتار لید گروه نویه دویچه هرته رامشتاین است.

💡 دفتر مرکزی روزنامهٔ نویه زورشر زایتونگ در شهر زوریخ قرار دارد.

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز