لغت نامه دهخدا
نوش باده. [ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) نوش باد. رجوع به مدخل قبل شود.
نوش باده. [ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) نوش باد. رجوع به مدخل قبل شود.
نوش باد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو نوش باده از لب نیش برداشت شکر برخاست شمع از پیش برداشت
💡 شاه میکرد نوش باده به کام آن گدا تلخکام و زهرآشام
💡 اگرچه خواب و خور من چو زهر گشت رواست بهر کجا که توئی نوش باده خواب و خورت
💡 گذاشتیم و گذشتیم و آمدیم و شدیم تو شاد زی و بکن نوش باده روشن
💡 می نوش باده ای، ز امانیش رنگ و بوی می پوش جامه ای، ز معالیش پود و تار