لغت نامه دهخدا
نوریان. ( اِخ ) فرقه ای از صوفیه، پیروان ابوالحسن نوری. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نوریه و نیز رجوع به ابوالحسن نوری شود.
نوریان. ( اِخ ) فرقه ای از صوفیه، پیروان ابوالحسن نوری. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نوریه و نیز رجوع به ابوالحسن نوری شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فروغ خاکیان از نوریان افزون شود روزی زمین از کوکب تقدیر ما گردون شود روزی
💡 او در سالهای بعد آلبوم گجه لر و گلدی بابا را با ترانهسرایی و آهنگسازی صمد نوریان به زبان ترکی منتشر کرد.
💡 فرشته را دگر آن فرصت سجود کجاست که نوریان به تماشای خاکیان مستند
💡 شهر را بگذار و در غاری نشین هم به خیل نوریان صحبت گزین
💡 به نوریان ز من پا به گل پیامی گوی حذر ز مشت غباری که خویشتن نگر است
💡 به ضمیرم آنچنان کن که ز شعلهٔ نوائی دل خاکیان فروزم دل نوریان گدازم