نوا پرداز
مترادفها
پردازشگر سیگنال
لغت نامه دهخدا
نواپرداز. [ ن َ پ َ ] ( نف مرکب ) سرودگوی. نغمه پرداز. آنکه ساز می نوازد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
سرود گوی ٠ نغمه پرداز ٠ آنکه ساز می نوازد ٠
جمله سازی با نوا پرداز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 درین گلزار چون منقار بلبل نوا پرداز شد هر غنچهٔ گل
💡 قدح پیمای بزم بیوفایی نوا پرداز قانون جدایی
💡 آن نوا پرداز هندی را نگر شبنم از فیض نگاه او گهر
💡 نفس شمرده زن ای بلبل نوا پرداز که رنگ گل به نسیم بهار برخیزد
💡 بلبلان را روی گرم گل نوا پرداز کرد آتشین گفتار گردد عشق از تلقین حسن
💡 ای نوا پرداز گلزار حدیث از تو خواهم درس اسرار حدیث
💡 آن نوا پرداز ماهر با هنرمندی خود توانست با استفاده از سازهای سنتی، اتمسفری جادویی و متفاوت در سالن کنسرت ایجاد کند.
💡 در آن دوران، هر نوا پرداز چیرهدستی که بتواند با ساز خود دل مردم را به تسخیر درآورد، جایگاه بسیار ویژهای در دربار داشت.
💡 موسیقی سنتی نیازمند یک نوا پرداز با تجربه است که بتواند ظرافتهای نهفته در نغمهها را به درستی به گوش شنوندگان برساند.