نوا خوانی
مترادفها
آواز خواندن، نغمه سرایی، ترانه خواندن
لغت نامه دهخدا
نواخوانی. [ ن َ خوا/ خا ] ( حامص مرکب ) سرود سرائیدن. ( غیاث اللغات ) ( ازآنندراج ). عمل نواخوان. نغمه سرائی. خوانندگی. || مجازاً، سخن خوب و خوش را گویند و آنچه به طریق طنز و استهزا گفته شود. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). تقلید بانگ و آواز دیگری و آنچه به طریق استهزا گفته شود. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به غیاث اللغات شود.
فرهنگ فارسی
سرود سرائیدن. عمل نوا خوان. یا مجازا.
جمله سازی با نوا خوانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر گوش رسد همی نوا خوانی دل جان بی خبر است از غم پنهانی دل
💡 بسی شاد بودند تا نیمه شب نوا خوانی ساز بود و طرب