لغت نامه دهخدا
نونهاده. [ ن َ / نُو ن ِ / ن َ دَ / دِ ]( ن مف مرکب ) محدث. ( یادداشت مؤلف ). تازه وضع شده.
نونهاده. [ ن َ / نُو ن ِ / ن َ دَ / دِ ]( ن مف مرکب ) محدث. ( یادداشت مؤلف ). تازه وضع شده.
محدث. تازه وضی شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بازگشتند سوی خانهٔ خویش صورت شاه نو نهاده به پیش
💡 به فال فرخ و پیرایهٔ نو نهاده خسروانی تختِ خسرو