نه حصار

لغت نامه دهخدا

نه حصار. [ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ریگان بخش گرمسار شهرستان دماوند. در 3 هزارگزی مشرق گرمسار و 5 هزارگزی جنوب راه سمنان به تهران در جلگه معتدل هوایی واقع و دارای 370 تن سکنه است. آبش از حبله رود، محصولش غلات و پنبه و انار و انجیر، شغل مردمش زراعت است. دو تپه دارد مشهور به خرابه شهر که در قدیم آباد بوده است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) نه آسمان نه فلک. یا نه حصار مینا. نه آسمان آبی.
دهی است از دهستان ریگان بخش گرمسار شهرستان دماوند. در ۳ هزار گزی مشرق گرمسار و ۵ هزار گزی جنوب راه سمنان به تهران در جلگ. معتدل هوائی واقع و آبش از حبله رود محصولش غلات و پنبه و انار و انجیر شغل مردمش زراعت است ٠ دو تپه دارد مشهور به خرابه شهر که در قدیم آباد بوده است ٠

جمله سازی با نه حصار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هم بگذرانم از سر این هفت، مرد تیغ هم بر جهانم از سر این نه حصار اسب

💡 به غیر رخنه دل رخنه دگر صائب پی نجات درین نه حصار نتوان دید

💡 فریب عشرت دنیا مخور که بی دردی است برون نرفته ازین نه حصار خندیدن

💡 چگونه شیشه دل ایمن از شکست شود؟ که سنگ حادثه زین نه حصار می بارد

💡 یک نقش پاست در قدمش، نازد از چه رو؟ عزمش پی گشودن این نه حصار دست

💡 خواب گران غفلت دارد ترا زمین گیر چون آه راست کن قد زین نه حصار بگذر