لغت نامه دهخدا
نمطی. [ ن َ م َ طی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به نمط. ( منتهی الارب ). || نمطفروش. ( مهذب الاسماء ). شادروان فروش. ( فرهنگ خطی ). رجوع به نمط شود. || ( اِ ) بستر و پوشاک. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نمط شود.
نمطی. [ ن َ م َ طی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به نمط. ( منتهی الارب ). || نمطفروش. ( مهذب الاسماء ). شادروان فروش. ( فرهنگ خطی ). رجوع به نمط شود. || ( اِ ) بستر و پوشاک. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نمط شود.
منسوب به نمط ٠ یا نمط فروش ٠ یا بستر و پوشاک ٠ شادروان فروش ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر طبق نظم به دست ادب بر نمطی دلکش و طرزی عجب
💡 از هر نمطی که قصه میخواند جز در لیلی سخن نمیراند
💡 صد نعم از هر نمطی دیگ پز مردم از آن لب کزو انگشت مز
💡 در بسته به روی من یعنی که برو واپس بر بام شده در پی یعنی نمطی دیگر
💡 از هر نمطی سخن شد آغاز آمد به میان جریدهٔ راز
💡 گر تو پر مایهای درین بازار نمطی تازه و غریب بیار