نم نمی

لغت نامه دهخدا

نم نمی. [ ن َ ن َ ] ( ص نسبی ) آنکه تکیه کلام «نم » دارد و بیجا تکرار کند. ( یادداشت مؤلف ). || چشم نم نمی؛ چشمی که دایم آب زند. چشم نم نمو.
نم نمی. [ ن َ ن َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ترکه دز بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز و در حدود 100 تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت و کارگری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) چشم نم نمو.چشمی که بعلت بیماری آب از آن می تراوداعمش: پیر زن چشم نم نمو و ناتوانی بود.
دهی است از دهستان ترکه در بخش مسجد سلیمان شهرستان اهواز و آبش از چشمه محصولش غلات شغل اهالی زراعت و کارگری است ٠

جمله سازی با نم نمی

💡 دم نیست کز غم لب لعل تو جام جام خونابها ز دیده پر نم نمی خوریم

💡 ز آه دل نشود نرم سخت رویان را به چشم آینه از دود نم نمی آید

💡 بر آن سفال حلال است ذوق تشنه لبی که از محیط پذیرای نم نمی گردد

قرون وسطی یعنی چه؟
قرون وسطی یعنی چه؟
پیوس یعنی چه؟
پیوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز