نقاش صنع

لغت نامه دهخدا

نقاش صنع. [ ن َق ْ قا ش ِ ص ُ ] ( اِخ ) کنایه از خالق است:
نقاش صنع را همه لطف تو بود قصد
بر گل ببست نقش تو و بر گلاب بست.عطار.

فرهنگ فارسی

کنایه از خالق است

جمله سازی با نقاش صنع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فراش ملک اوست شمالی که برزمی است نقاش صنع او است سحابی که در هواست

💡 بعد ازین بر صفحه ی ایجاد، ای نقاش صنع طرح نقش تازه ای کن، صورت آدم مکش

💡 در بهار حسن خوبان تا کند نقاش صنع از خط نیلوفری تزیین گلبرگ طری

💡 آن نقش‌های طرفه نگه کن که بی‌قلم نقاش صنع بر سر کهسار می‌کند

💡 در لباس این رخصت عیش است کز نقاش صنع لاله ساغر پیکر و نرگس صراحی گردنست

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز