نفز

لغت نامه دهخدا

نفز. [ ن َ ] ( ع مص ) برجستن آهو. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). برجستن آهو بره در دویدن. ( فرهنگ خطی ) ( از متن اللغة ). نَفَزان. ( منتهی الارب ) ( متن اللغة ). نفوز. ( متن اللغة ). || مردن. ( از المنجد ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). نفزان. نفوز. ( المنجد ) ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با نفز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 براساس سرشماری‌های نفوس و مسکن سال‌های ۱۳۶۵، ۱۳۷۰، ۱۳۷۵، ۱۳۸۵ این روستا به ترتیب ۱۳۳، ۱۰۸، ۱۰۶، ۸۹ خانوار و ۸۱۵، ۶۶۷، ۵۲۶، ۳۳۶ نفر جمعیت داشته‌است. در سرشماری ۱۳۸۵ از کل جمعیت آن ۱۴۸ نفر مرد و ۱۸۷ نفر زن بوده‌اند. در این سال از ۳۱۷ نفر جمعیت ۶ ساله و بالاتر آن ۲۵۵ نفر و بیش از ۸۰ درصد باسواد بوده همچنین تعداد ۶۸ نفر از مردان و ۳ نفر از زنان شاغل و فقط ۱ نفز از مردان بیکار گزارش شده‌اند.

💡 در ۲۳ ژوئن ۲۰۱۰، لیست کاملی از کاندیدان اعلام شد: ۲۵۷۷ کاندید که ۴۰۵ نفز از آن‌ها زن هستند.

غلام یعنی چه؟
غلام یعنی چه؟
پایوران یعنی چه؟
پایوران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز