شعریه
لغت نامه دهخدا
شعریه. [ ش َ ری ی َ / ی ِ ] ( از ع، ص نسبی، اِ ) تأنیث شعری. ( یادداشت مؤلف ). نوعی از پرده و حجاب. || ( ص نسبی ) شعری و مویین. ( ناظم الاطباء ). مویین. ( لغات فرهنگستان ). || قسمی رشته سخت باریک کرده. ( یادداشت مؤلف ).
- عروق شعریه؛ رگهای باریکی است مانند موی که ازمُحدب کبد روید. ( از بحر الجواهر ) ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). رگهای مویینه. رگهای مویین.
فرهنگ عمید
شبیه مو، مویین.
فرهنگ فارسی
( صفت ) مونث شعری قوه شعریه.
جمله سازی با شعریه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داستانها و کتابهای منتقدانه ابتدایی وی در روزنامهها و مجلات فرهنگی منتشر شد که از جمله الفجر بود که شاعر فقید راشد حسین آن را به رشته تحریر درمیآورد و همینطور روزنامههای الجدید و الفکر الجدید وغیره. وی همچنین انتشارات برجسته شعریه خودش که بزبان خاص و منحصر بفرد بود را بنام قصیده ۱۴ وسایر قصائد ونیز آتش در مقبره الدیر را به رشته تحریر درآورد.