نفاع

لغت نامه دهخدا

نفاع. [ ن َف ْفا ] ( ع ص ) بسیارسودرساننده. ( غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). مرد بسیارسود. ( منتهی الارب ). کثیرالنفع. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). نفوع. ( متن اللغة ). بسیارنفعبخشنده. مقابل ضرّار. ( یادداشت مؤلف ):
عمرخسرو طلب ار نفع جهان می طلبی
که وجودی است عطابخش و کریم و نفاع.حافظ.|| ( اِ ) نفیعة. منفعة. ( متن اللغة ). رجوع به نفعة شود.
نفاع. [ ن َ ] ( ع اِمص ) سودمندی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). منفعت. ( ناظم الاطباء ) ( المنجد ). فایده. نفیعة. ( المنجد ). اسم است از مصدر نفع. ( از اقرب الموارد ).
نفاع. [ ن ُف ْ فا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ نافع. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).

جمله سازی با نفاع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر خلق چو بخشی بهر، نفاع تر از تریاق بر خصم چو آری قهر، قتال تر از سم باش

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز