لغت نامه دهخدا
نعم کردن. [ ن َ ع َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اجابت کردن. رجوع به نعم شود:
ور بدین حاجتم نعم نکنی
نعم من ز بخت لا باشد.مسعودسعد.
نعم کردن. [ ن َ ع َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اجابت کردن. رجوع به نعم شود:
ور بدین حاجتم نعم نکنی
نعم من ز بخت لا باشد.مسعودسعد.
اجابت کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فلک کی می تواند شرح الوان نعم کردن که یک پیچی است و اگر دیده از دستار خوان تو