لغت نامه دهخدا
نعات. [ ن ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ناعی.( یادداشت مؤلف ). نعاة. رجوع به ناعی و نعاة شود.
نعاة. [ ن ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ناعی، به معنی آن که خبر مرگ کسی را آورد. رجوع به ناعی شود.
نعات. [ ن ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ناعی.( یادداشت مؤلف ). نعاة. رجوع به ناعی و نعاة شود.
نعاة. [ ن ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ناعی، به معنی آن که خبر مرگ کسی را آورد. رجوع به ناعی شود.
جمع ناعی است. نعاه.
💡 ای مدحت مجرد تو جلوۀ نعات وی سیرت مهذب تو تحفۀ فطن