موزول
لغت نامه دهخدا
موزول. [ م ُ زُ ] ( اِخ ) موزولوس. پادشاه کاریه در عهد اردشیر دوم و سوم که تابع و باجگزار دولت ایران بود و در عهد اردشیر سوم ( سال 353 ق. م. ) درگذشت. رجوع به ایران باستان ج 2 ص 1285 و موزولوس شود.
جمله سازی با موزول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ماسول، موزول، ماسولوس یا موزولوس (۳۷۷–۳۵۳ پیش از میلاد) (به یونانی: Μαύσωλος یا Μαύσσωλλος)، (به کاریایی:[𐊪𐊠] 𐊲𐊸𐊫𐊦 Mauśoλ) به معنای «بسیار خوشبخت» حاکم و ساتراپ کاریا که در اصل از ساتراپیهای شاهنشاهی هخامنشی در آسیای کوچک محسوب میشد، بود. او به واسطه موقعیت قدرتمندی که پدرش هکاتومنوس (کاریایی: 𐊴𐊭𐊪𐊳𐊫 K̂tmño) که جانشین تیسافرن ساتراپ ایرانی کشته شده در ساتراپی کاریا شده و سلسله موروثی هکاتومن را بنیان نهاده بود، از مقام پادشاه و ساتراپ برخوردار شد. وی بیشتر به خاطر مقبرهای (زیارتگاه و بنای یادبود) که به دستور همسرش آرتمیس دوم (که خواهرش نیز بود) در هالیکارناس مرکز ساتراپی کاریا برای او ساخته و نامگذاری شده بود شناخته میشود.
💡 موزول بنای باشکوهی است که برای بزرگداشت یاد شخصیتهای مهم و قدرتمند ساخته شده و معمولاً دارای معماری بسیار زیبا و تزئینات هنری فراوان در محیط خود است.
💡 گردشگران از دیدن موزول قدیمی در میان باغهای سرسبز شهر شگفتزده شدند که یادآور شکوه و عظمت حاکمان دوران گذشته و میراث فرهنگی ارزشمند آن منطقه بود.
💡 معماران برای طراحی این موزول از سبکهای کلاسیک و متریالهای باکیفیت استفاده کردند تا بنایی ماندگار و باشکوه برای حفظ یاد و خاطره آن فرد بزرگ بسازند.