لغت نامه دهخدا
نسق بندی. [ ن َ س َ ب َ ] ( حامص مرکب ) نظم و ترتیب بنیان و اساس کارها. ( ناظم الاطباء ). || بنیچه بندی در ده. ( یادداشت مؤلف ).
نسق بندی. [ ن َ س َ ب َ ] ( حامص مرکب ) نظم و ترتیب بنیان و اساس کارها. ( ناظم الاطباء ). || بنیچه بندی در ده. ( یادداشت مؤلف ).
نظم و ترتیب بنیان و اساس کار ها ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بارزترین اشکال همیاری روستایی را میتوان در نسق بندی اراضی زراعی در روستاها، گروههای تعاونی و کار مانند بُنه، صحرا، حراثه، نظام حقابه و لایروبی نهرها و قنوات و شیوههای جمعی گلهداری را مشاهده کرد که به صورت سنتی بین روستاییان بخصوص کشاورزان و دامداران معمول بوده و به تناسب نیازهای جامعه روستایی و بافت اجتماعی، اقتصادی و آداب و سنتهای روستاییان به وجود آمده است.