میلگه

لغت نامه دهخدا

میلگه. [ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) محل تعبیه میل. جایگاه میل که نشانه است در صحرا و دریا:
سکندر چو زین حالت آگاه گشت
کز آن میلگه پیش نتوان گذشت.نظامی ( اقبالنامه ص 208 ).به فرمان کشتی کش چاره ساز
جهانجوی از آن میلگه گشت باز.نظامی ( اقبالنامه ص 209 ).

جمله سازی با میلگه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آتشکده میل‌میلگه یکی از آتشگاههای دوره ساسانی در ۳۲ کیلومتری جنوب شرقی شهر اسلام‌آباد غرب و در بخش حمیل در منطقه‌ای به نام منطقه میلگه و در حاشیه روستایی به نام میلگه باباخان قرار دارد. این اثر ارزشمند تاریخی یکی از آتشکده‌های دوره ساسانی است که همانند سایر آتشکده‌های آن دوره از مصالح لاشه سنگ و ملات گچ ساخته شده‌است.

💡 به فرمان کشتی‌کش‌ِ چاره‌ساز جهان‌جوی از آن میلگه گشت باز

💡 تپه میلگه برزه ۲ مربوط به دوره اشکانیان است و در شهرستان اسلام‌آباد غرب، بخش مرکزی، دهستان حومه شمالی، ۲ کیلومتری جنوب شرقی روستای سیمانی علیا واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۵۵۶۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز