میشنه

لغت نامه دهخدا

میشنه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) معلم جهودان باشد. ( لغت فرس اسدی ). میشته. رجوع به میشته شود:
دیدم بت ماه روی رعنایک را
سرمست به پیش میشنه بنشسته.؟ ( از فرهنگ رشیدی ).ظاهراً این نام مصحف «مِشنا» است که کتابی است یهودان را و آن در عربی دخیل است. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

کلیبر شهرستان ارسباران ( اهر )

جمله سازی با میشنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راهنماهای متعددی برای فرایند توبه را می‌توان در ادبیات خاخامی یافت. به خصوص قواعد توبه ابن میمون را در میشنه تورات ببینید.

💡 قلعه‌های کرکس نشین، میشنه مرگ، دوهوا، پیل باهان، تیمور قلعه، اسکندبند و لاکوه وچشمه‌سارهای هنزا، گته لش، سردخونی، میچکاخونی و سرخ تنگوسر.[نیازمند منبع]

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز