میرحسن
لغت نامه دهخدا
میرحسن. [ ح َ س َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جلالوند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان، واقع در 84هزارگزی جنوب کرمانشاه با 130 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان جلالوند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان
جمله سازی با میرحسن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جزیرههای این تالاب عبارتند از میانپشته، میانپشته کول، طالقانی، قلمگوده بزرگ، قلمگوده کوچک، میانگوده، مارا گوده، اکبرآباد، آبکنار، چراغپشتان، خشکی، سید کاظم باغ، پیل علیباغ، میرحسن باغ.
💡 اولین خان این خانات میرجمال الدین خان از یاران نزدیک نادرشاه و آخرین آنها میرحسن خان بود.پایتخت این خاننشین، شهر لنکران و مردم این خانات را تالشها تشکیل میدادند.
💡 گونههای مختلف گیاهی انجیر وحشی، بادام کوهی، بنه، قیچ، تاغ، گز، خارشتر، اسپند، تلخه بیان، کلاه میرحسن و اسکنبیل میشود. گونههای جانوری شامل جبیر، قوچ و میش، بز و پازن، خرگوش، روباه معمولی و پلنگ میشود.
💡 بقعه امامزاده میرحسن بن سعید شهید اقلیدی مربوط به سدهٔ ۹ ه.ق است و در شهرستان اشکذر، روستای حاجیآباد رستاق واقع شده و این اثر در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۵۵۷ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.