می نمک

لغت نامه دهخدا

می نمک. [ م َ / م ِ ن َ م َ ] ( اِ مرکب ) در طبرستان حاصل شود و کیفیت تکون وی آن است که به لب های طغارهای شراب جمع شود شبیه نمک و در قعر قرابه ها بنشیند و مقدار دو استار از وی اسهال صفراوی آورد و اگر صفرا نباشد تا بدفع او مشغول شود در معده هضم شود مضرتی نرساند و در لون او سرخی دیدم شبیه به سرخی که در دردی شراب بود و گویند که چون شراب غوره را در شیشه ها کنند بتدریج در قعر آن می نمک بنشیند. ( ترجمه صیدنه ابوریحان بیرونی ). میمنک. رجوع به میمنک شود.

فرهنگ فارسی

در طبرستان حاصل شود و کیفیت تکون وی آنست که به لب های طغارهای شراب جمع شود شبیه نمک و در قعر قرابه ها بنشیند

جمله سازی با می نمک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باده کو تا به من آن تلخ زبان رام شود؟ تلخی می نمک تلخی بادام شود

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز