واژه «میخورده» در زبان فارسی به معنای کسی است که شراب نوشیده یا باده مصرف کرده باشد و در متون کهن ادبی و لغوی برای توصیف حالت فردی به کار میرود که تحت تأثیر نوشیدن می و شراب قرار گرفته است. این واژه بیشتر در ادبیات کلاسیک فارسی دیده میشود و برای بیان حالت مستی، خماری یا از خودبیخود شدن ناشی از مصرف شراب استفاده شده است. در کاربرد ادبی، «میخورده» معمولاً به صورت صفت برای توصیف چهره، رفتار یا حالت فردی میآید که آثار مستی در او آشکار است و نشانههایی مانند سرخی چهره، نگاه خمار یا رفتار غیرعادی در او دیده میشود. این واژه در شعر فارسی نیز بارها به کار رفته و شاعران برای تصویرسازی حالات عاشقانه یا عرفانی از آن بهره گرفتهاند. در معنای لغوی، «میخورده» معادل «بادهخور» یا «شرابنوش» است و به فردی اشاره دارد که شراب نوشیده و در حالت مستی قرار گرفته باشد. این واژه در کنار واژههایی مانند میخواره و بادهنوش قرار میگیرد و همگی به یک مفهوم کلی یعنی مصرفکننده شراب اشاره دارند. در مجموع، «میخورده» واژهای توصیفی در زبان فارسی کلاسیک است که برای بیان حالت فردی مست یا کسی که شراب نوشیده به کار میرود و بیشتر در متون ادبی و شعر فارسی برای ایجاد تصویرهای شاعرانه و توصیف حالات روحی و ظاهری استفاده شده است.
می خورده
لغت نامه دهخدا
می خورده. [ م َ / م ِ خوَرْ / خُرْ / دَ / دِ ] ( نف مرکب ) شراب خورده. باده خواره. می نوشیده. که شراب خورده باشد. مست و مخمور و می زده:
به دیده چو قار و به رخ چون بهار
چو می خورده ای چشم او پرخمار.فردوسی.ایا می خورده غفلت کنون مستی و بیهوشی
خمار ار زین کند فردا کمال خویش نقصانی.سنائی ( دیوان چ مدرس رضوی ص 674 ).و رجوع به می خوردن و می خواره شود.
فرهنگ فارسی
شراب خورده می نوشیده مست و مخمور و می زده
جمله سازی با می خورده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آه از دل آن مست که می خورده باغیار ساغر بسر یار وفا دار شکسته
💡 ترسم از رشک در میکده ها دربندند گر از آن شیشه که می خورده ام اقرار کنم
💡 چو مه رویی که شب می خورده باشد همه شب خواب خوش ناکرده باشد
💡 چه می خورده است چشم نیمخوابش که او مست است وهشیاران خرابش
💡 باشد مدام مستی رندان ز جام می جامی نه جام دیده نه می خورده مست توست