مژده داده

لغت نامه دهخدا

مژده داده. [ م ُ دَ / دِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) بشارت داده. خبرخوش رسانده:
ز نقاشی به مانی مژده داده
به رسامی ز اقلیدس گشاده.نظامی.

فرهنگ فارسی

خبر خوش رسانده

جمله سازی با مژده داده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاه منصور به شاهزادگان آل مظفر و حکام اطراف و حتی سلطان بایزید عثمانی، نامه کرد که مرا هوای سلطنت نیست، هر یک پسری و سپاهی به من دهید تا بر لب جیحون بنشینم و تیمور را نگذارم که از آب گذاره کند. [نیازمند منبع] اما از هیچ سو یاریی نرسید و شاه منصور به سال ۷۹۵ (قمری) حافظ که او را به فتح مژده داده بود، در نبرد با تیمور کشته شد. این نبرد، پایان سلطنت آل مظفر بر ایران بود و با کشته شدن شاه منصور، جمیع شاهزادگان آل مظفر به دستور تیمور گردن زده شدند جز دو پسر شاه شجاع که به سمرقند انتقال داده شدند تا تحت نظر باشند و به مرگ طبیعی وفات یافتند.

💡 ز نقاشی به مانی مژده داده به رسامی در اقلیدس گشاده

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز