موموق
لغت نامه دهخدا
موموق. [ م َ مو ] ( ع ص ) دوست داشته شده. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
دوست داشته شده.
جمله سازی با موموق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و من شرف الإقدام انّک فیهم علی القتل موموق کأنّک شاکد