موزونه

مترادف‌ها

آهنگین، موزون، هماهنگ

متضادها

ناموزون، بی‌وزن، ناهماهنگ

لغت نامه دهخدا

( موزونة ) موزونة. [ م َ ن َ ] ( ع ص ) زن کوتاه قد سنجیده خردمند. ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به موزون شود. || ( اِ ) در مراکش پول رایجی را گویند که معادل بیست و چهار فلوس است. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با موزونه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تاجیکستان در بازی‌های المپیک تابستانی ۲۰۱۲ با ۱۶ ورزشکار در ۷ رشتهٔ ورزشی شرکت داشت. موزونه چوریوا مشتزن زن تاجیکستان تنها گردن‌اویز برنز این کشور را به دست آورد.

💡 شاعر با استفاده از کلمات موزونه و انتخاب دقیق آرایه‌های ادبی، توانست شعری بسیار زیبا و تاثیرگذار برای خوانندگان خود خلق و ارائه کند.

💡 موسیقی این قطعه بسیار موزونه و منظم است و باعث می‌شود که شنونده احساس آرامش و تسکین عمیقی در پس از گوش دادن داشته باشد.

💡 نثر نویسنده در این کتاب بسیار موزونه و آهنگین است، به طوری که خواننده احساس می‌کند در حال شنیدن یک شعر زیبا است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران