موئیدن

لغت نامه دهخدا

موئیدن.[ دَ ] ( مص ) موییدن. نالیدن. رجوع به موییدن شود.

جمله سازی با موئیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قضا را که قلواد در پیش بود ز موئیدن سام دل ریش بود

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران