لغت نامه دهخدا
مهره فروش. [ م ُ رَ / رِ ف ُ ] ( نف مرکب ) مهره فروشنده. آن که مهره فروشد. خرازی. ( ملخص اللغات خطیب کرمانی ). خرزی. ( دهار ). خراز.
مهره فروش. [ م ُ رَ / رِ ف ُ ] ( نف مرکب ) مهره فروشنده. آن که مهره فروشد. خرازی. ( ملخص اللغات خطیب کرمانی ). خرزی. ( دهار ). خراز.
مهره فروشنده آنکه مهره فروشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خر مهره فروش می زند بانگ فیروزه دو صد عدد به یک دانگ