مهترانه
مترادفها
شاهانه، ملکه وار
متضادها
عامیانه
لغت نامه دهخدا
مهترانه. [ م ِ ت َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) با حالت مهتری و بزرگی. بزرگوارانه. با بزرگواری: بونصر گفت فرمان بردارم و رفت و این پیغام مهترانه [ خواجه احمد ] بگذارد وامیر را سخت خوش آمد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 167 ).
نشسته شاه عالم مهترانه
شکر برداشته چون مه ترانه.نظامی.
جمله سازی با مهترانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خوانی بکشید مهترانه پر نعمت و نزل خسروانه
💡 مهتر چرخ همتی ز چه رو همت مهترانه ننمایی
💡 ملکه با لباسی از ابریشم گرانبها و جواهراتی درخشان، با رفتاری مهترانه و باوقار وارد تالار شد و توجه تمام مهمانان حاضر در مراسم را به خود جلب کرد.
💡 او در تمام مدت سخنرانی خود، با لحنی مهترانه و کلامی استوار، بر لزوم حفظ صلح و برقراری عدالت در میان ملتهای جهان تاکید و تأکید ورزید.
💡 معماری این کاخ قدیمی با ستونهای بلند و تزیینات طلایی، جلوهای مهترانه به بنا بخشیده است که یادآور دوران شکوه و عظمت پادشاهان گذشته در این سرزمین است.