کرانه شدن
لغت نامه دهخدا
کرانه شدن. [ ک َ ن َ / ن ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مردن. ( یادداشت مؤلف ): و احمد بگفت خوارزمشاه را که بی تو چه کردم هرچند به تن خویش مشغول بود و آن شب کرانه خواست شد. گفت احمد من رفتم نباید که فرزندانم را از این بد آید. ( تاریخ بیهقی ). زندگانی شما به فرمان اوست و چون کرانه شوید بازگشت بدوست و حشر و قیامت خواهد بود و سؤال و جواب و ثواب و عقاب. ( تاریخ بیهقی ). یازده روز بخسبید و پس کرانه شد. ( تاریخ بیهقی ).
- به آن جهان کرانه شدن؛ مردن. ( یادداشت مؤلف ). به سرای باقی پیوستن: و او [ ابوالعباس ] سه سال خلافت کرد و به آن جهان کرانه شد. ( کتاب النقض ).
فرهنگ فارسی
مردن. به آن جهان کرانه شدن
جمله سازی با کرانه شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گمیشان در کرانه شرقی دریای خزر واقع شدهاست و از سمت غرب با دریای خزر ختم میشود اب و هوای گمیشان معتدل و و نسبتاً خشک است زمستانهای نسبتاً سرد با تابستانهای نسبتاً گرم و شرجی دارد به علت واقع شدن رشته کوههای البرز در شهرهای همسایه همچون گرگان و کردکوی ابرهای بارانی به سمت کوهها کشیده میشوند و به همین علت گمیشان شهری پر باران به حساب نمیاید
💡 عفو بینالملل اعلام کردهاست که اسرائیل فلسطینیها را برای مدت طولانی زندانی کردهاست، بدون اینکه آنها را متهم کند یا محاکمه کند. اسرائیل گفتهاست که بازداشت بدون محاکمه یک اقدام امنیتی ضروری برای جلوگیری از افشای اطلاعات محرمانه در محاکمات است. اتحادیه اروپا از این سیاست انتقاد کردهاست. در کرانه باختری، هر فرمانده محلی ارتش میتواند حکم بازداشت اداری صادر کند، و این حکم میتواند در دادگاه نظامی محلی، یا در صورت رد شدن در آنجا، در دادگاه عالی مورد تجدیدنظر قرار بگیرد. با این حال، دادگاه عالی تقریباً هرگز مداخله نمیکند.