مهارش

مهارش، یکی از واژه‌های کلیدی در فرهنگ و ادبیات ما به شمار می‌رود. این واژه به معنای کنترل و مدیریت است و به خوبی نشان‌دهنده‌ی نیاز انسان به نظم و ترتیب در زندگی روزمره می‌باشد. در جامعه‌ای که همواره با چالش‌ها و مشکلات مختلف مواجه است، مهار کردن احساسات، رفتارها و حتی موقعیت‌های زندگی می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی کمک کند. این مفهوم به ویژه در مدیریت زمان و منابع، نقش مهمی ایفا می‌کند. با مهار کردن عوامل مزاحم و مخل، فرد می‌تواند به اهداف خود نزدیک‌تر شود و در مسیر رشد و پیشرفت گام بردارد. همچنین، مهار کردن احساسات و هیجانات نیز به انسان کمک می‌کند تا تصمیم‌های بهتری بگیرد و در ارتباطات اجتماعی خود موفق‌تر عمل کند. بنابراین، مهار کردن به عنوان یک مهارت اساسی در زندگی فردی و اجتماعی، به ما این امکان را می‌دهد که با آگاهی بیشتری به سوی آینده‌ای روشن‌تر حرکت کنیم.

لغت نامه دهخدا

مهارش. [ م ُ رِ ] ( ع ص ) آنکه سگان یا مردمان را بر یکدیگر برمی انگیزاند. ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). برآغالاننده سگان را بر یکدیگر. ( از منتهی الارب ). || فرس مهارش العنان؛ اسب سبک عنان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مهارش. [ م ُ رِ ] ( اِخ ) ابن المجلی ( 420-499 هَ. ق./ 1029-1105 م. ). از احفاد مهنا العقیلی، امیر حدیثه بود. به ادب معرفت داشت و شعر می گفت. با پسرعم خودقریش بن بدران در فتنه بساسیری در بغداد شرکت داشت.( از اعلام زرکلی ج 8 ص 254 ). و رجوع به بساسیری شود.

فرهنگ فارسی

ابن المجلی از احفاد مهنا العقیلی امیر حدیثه بود به ادب معرفت داشت و شعر می گفت ٠

جملاتی از کلمه مهارش

گر به مجنون گذرد ناقه لیلی پس مرگ دست بیرون کند از خاک و مهارش گیرد
عنان عقل سرکش را به دست عشق ده ای دل که اشتر، مست چون گردد، مهارش ساربان دارد