لغت نامه دهخدا
مه پرست. [ م َه ْ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) آنکه ماه ( قمر ) را پرستش کند. || عاشق. شیفته. دلداده. گرفتار معشوق:
مه پرستان که ستاره همه شب می شمرند
آخر این کوشش اومید به جائی برسد.مولوی.
مه پرست. [ م َه ْ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) آنکه ماه ( قمر ) را پرستش کند. || عاشق. شیفته. دلداده. گرفتار معشوق:
مه پرستان که ستاره همه شب می شمرند
آخر این کوشش اومید به جائی برسد.مولوی.
( صفت ) ۱ - آنکه ماه ( قمر ) را پرستش کند ۲ - عاشق.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به مشک ماند اگر گل نگار باشد مشک به قیر ماند اگر مه پرست باشد قیر