لغت نامه دهخدا
منیری. [ م ِن ْ ی َ ] ( اِخ ) شرف الدین احمدبن... منیری. رجوع به شرف الدین احمد... شود.
منیری. [ م ِن ْ ی َ ] ( اِخ ) شرف الدین احمدبن... منیری. رجوع به شرف الدین احمد... شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این کتاب را نجف دریابندری به فارسی ترجمهکردهاست. پیشتر نیز حسینعلی تهرانی و علی منیری همین کتاب را تحت عنوان «غریبه» ترجمه کرده بودند.
💡 الا ای منیری که از عکس نورت هویدا به کیهانیان روی یزدان
💡 گر بدر منیری و سما منزل تو وز کوثر اگر سرشته باشد گل تو
💡 نافهات چیست گر ای چهره تو خود ماه منیری جا بماهت زچه ای زلف اگر مشک تتاری
💡 تو آفتاب منیری و من هلال ضعیف من ابر مایه ستانم تو بحر فیض رسان
💡 ای تو منیری که نور، دل ز تو دید از حضور آتش سینا و طور هست ز نیران دل