لغت نامه دهخدا
منکوه. [ م َ ] ( ع ص ) آنکه بوی دهان وی از جهت تخمه برگردیده باشد. ( ناظم الاطباء ).
منکوه. [ م َ ] ( ع ص ) آنکه بوی دهان وی از جهت تخمه برگردیده باشد. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گویند جهانیان دورویند، مگوی گر بد منکوه ور نکویند، مگوی
💡 تو مرا گر پیادهام منکوه که مرا از پیادگی گله نیست