منفی بافی
مترادفها
بدبینی، منفیگرایی
لغت نامه دهخدا
منفی بافی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) کار آدم منفی باف. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ). صفت و حالت منفی باف. رجوع به منفی باف شود.
فرهنگ فارسی
عمل منفی باف
جمله سازی با منفی بافی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آن زمان اعتقاد داشتن فلسفه ماندویل جرم بزرگی تلقی میشد و همیشه به عنوان دروغ، منفی بافی و پست شناخته میشد. نظریه اصلی او این است که کارهای انسان را نمیتوان به پایین و بالا تقسیم کرد. زندگی عالی انسان افسانه ای خیالی و ساده است که فلاسفه و حکام برای سادهسازی دولت و روابط جامعه آن را ساختهاند. در حقیقت، فضیلت (که او آن را به این صورت معنی میکردهاست: "هر عملکردی که انسان از روی جاه طلبی خوب بودن انجام میدهد. این جاه طلبی عقلانی و بر خلاف طبیعت، به سود دیگران، یا برای غلبه بر احساسات خود است") برخلاف پیشرفت تجاری و فکری دولت میباشد. چرا کهرذایل با اختراعات و گردش سرمایه (اقتصاد) و در ارتباط با زندگی مجلل، جامعه و مردم را به طرف کار و پیشرفت تحریک میکنند.