لغت نامه دهخدا
طرف منفی.[ طَ رَ ف ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) در مناظرات و دعاوی حقوقی بر کسی اطلاق شود که منکر موضوع است.
طرف منفی.[ طَ رَ ف ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) در مناظرات و دعاوی حقوقی بر کسی اطلاق شود که منکر موضوع است.
در مناظرات و دعاوی حقوقی بر کسی اطلاق شود که منکر موضوع است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سده بیست و یکم بحث از ظهور نئولیبرالیسم شد که بر محور آزادی بدون زمان استوار است، که قصدش این است تا تمام آزادیهای مثبت و منفی را به نسلهای آینده از طریق کارهایی که امروز انجام میشوند، توسعه دهد. علاوه بر اعمال و پیادهسازی آزادیهای مثبت، منفی و بدون زمان، لیبرالها سعی در درک رابطهٔ مناسب و صحیح میان آزادی و دموکراسی داشتهاند. کما این که ایشان تلاش بسیاری برای توسعهٔ حق رأی در میان تعداد شهروندان بیشتری داشتند. از طرف دیگر لیبرالها بهطور روزافزونی به درک این نکته این رسیدند که اگر مردم رها شوند تا خودشان هر گونه که مایل اند به تصمیمگیریها دموکراتیک دست بزنند نهایتاً منجر به استبداد اکثریت بر اقلیت میشود، مفهومی که در رسالهٔ در باب آزادی میل و کتاب تحلیل دموکراسی در آمریکا (۱۸۵۳) الکسی دو توکویل به خوبی مورد بحث و شرح واقع شده است. برای پاسخ دادن به این مسئله، لیبرالها خواستار ایجاد یک حفاظت مناسب و یک ضمانت کارآمد در دموکراسی شدند که از طریق آن هیچ اکثریتی نتواند حقوق هیچ اقلیتی را پایمال کند.